کد خبر : 46993
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۵ - ۱۳:۵۲

منتقد معتدلی هستم/ شعر به من آرامش می دهد، این آرامش را برای همه مردمم آرزو می کنم

منتقد معتدلی هستم/ شعر به من آرامش می دهد، این آرامش را برای همه مردمم آرزو می کنم

زینب دانشی اصل متولد ۱۳۶۰ و دارای مدرک کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی است. از سال۱۳۷۷شروع به نوشتن کرده و تا به امروز چندین مقام استانی و کشوری را کسب نموده است. (توحقیقتی) کتابی است به نویسندگی زینب دانشی که درسال ۱۳۸۸ به عنوان شعر جوان در جشنواره ی شعر فجر برگزیده شد. وی شعر را نوعی زندگی می داند و در سیر و سلوک شعر می کوشد از اوهام و کثرت گرایی پرهیز کند، شاعری است صبور که احساسات القایی اشعارش را دوست دارد و متعهد به افزایش آگاهی و مدیریت زندگی است و دراین راستا همواره درپویه است. گفتگوی ما با این شاعر را می توانید در زیر بخوانید.

وقتی که می رسم به تو در لحظه های ناب احساس می کنم پرم از نور آفتاب
احساس می کنم پرم از شعرهای خوب تو بهترین مولف و من بهترین کتاب

روزنما: بگذارید مبنا را غیر متعارف شروع کنیم اینکه خودتان را معرفی کنید و کمی ازخودتان بگویید؟

متولد۱۳۶۰و اهل یاسوج، کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه پیام نور شیراز دارم که این رشته را از میان رشته های حقوق، علوم اجتماعی و کتابداری انتخاب کردم و درحال حاضر کتابدار کتابخانه ی عمومی هستم.

روزنما: از چه زمانی شروع به نوشتن کردید و بستر زمینه ساز و اصلی چه بود؟

می توان گفت شعر از جمله هنرهایی است که شروع شدنی نیست، بلکه شعر در روح و جان انسان نشسته است. پدرم ذوق هنری داشتند و خانواده ام کم و بیش این ذوق را دارند. زمینه ی اصلی آن ذوق فطری بوده، که از سال ۱۳۷۷ با ورود به انجمن ادبی شعر به صورت رسمی شروع به خواندن و نوشتن شعر کردم، هر چند در این سال ها به صورت جدی پیگیر آموزش و مطالعه ی عالی در این زمینه نبوده ام.

روزنما: به عنوان کسی که تجربه ی شاعرانه دارد دیدگاه و نظرتون در رابطه با شعر چگونه است؟

از قدیم دانشمندان علوم ادبیات در شرق و غرب تعاریف بسیار زیادی از شعر داشته اند که این تعاریف بیشتر از جنبه ی قانون و قائده است، مثلاً شعر کلامیست موزون، مقفی و مخیل و… ولی اگر خارج از قانون و قائده بخواهم در مورد شعر نظری بنویسم شاید تک تک افراد برای شعر تعریفی خاص ارائه دهند و هر کدام پسندیده و زیبا باشد، چرا که شعر بیشتر از هر هنری عام و خاص را درگیر خودش کرده است و شعر را می توان یک زندگی دانست، زندگی فراتر از روزمرگی ها، زندگی که در چم و خم لحظه های یک شاعر بی آنکه بخواهد جریان دارد. اندیشه و احساسش درگیر است، شعر از وجود معنوی و اندیشه ی شاعر از یک طرف و از وجود احساسی و روانی و عاطفی او از طرف دیگر نشأت می گیرد و گاه خواننده با ذوق و آگاهی همان قدر که شاعر یک شعر، از شعری لذت برده است، از آن لذت می برد. در مجموع شعر کلامی از دل برآمده است که بر دل می نشیند.

روزنما: با توجه به تعریفی که از شعر داشتید برایمان از سیر و سلوک شعری و علایق و سلیقه هایتان بگویید؟

هفت شهر عشق را عطار گشت/ ما هنوز اندرخم یک کوچه ایم
اگر شاعر بتواند در مسیر سرایش اشعارش اوهام را از خودش دور کند و کثرت گرایی یا به قول امروزی تر از این شاخه به آن شاخه پریدن ها را کنار بگذارد و با معنویتی خاص و اندیشه ای فراتر از روزمرگی ها، عادت ها و کسالت ها حرکت کند، می تواند در نهایت به جایگاهی برسد که حرف هایش را در چند قدمی عقل تأیید نمایند و آنچه در حرف هایش القاء می کند لذت ناب و خالص باشد. اشعار کلاسیک از خاقانی، فرخی و ناصر خسرو تا حافظ و سعدی همه را دوست دارم و دلم می خواهد از فیلتر ادبیات کلاسیک که چون اقیانوسی آرام و زیبا و پرمحتواست، گذشته و در رودخانه ی زلال ادبیات معاصر آب تنی کنم.

روزنما: سبکتان درشعر و نام کتابتان چیست؟

حقیقتا َمن صاحب سبک نیستم اگر منظورتان قالب ها و نوع شعرم است من هم به سبک کلاسیک شعر می نویسم هم به سبک معاصر که با زبان فارسی و گویش لری بویراحمدی و با موضوعات آزاد، طنز، آیینی، دفاع مقدس و… کارکرده ام. کتابم (توحقیقتی) نام دارد که درسال ۱۳۸۸ به عنوان برگزیده ی شعر جوان در جشنواره ی فجر انتخاب شد و زیر نظر وزارت ارشاد و توسط انتشاراتی فصل پنجم در تهران به چاپ رسید که مشتمل است بر اشعار لری و فارسی و موضوعات مختلف که در سال ۱۳۹۱ به چاپ دوم رسید.

روزنما: چطور شد که به فکر چاپ کتاب افتادبد؟

اصلا به فکر چاپ کتاب نبودم و اگر برگزیده نمی شد تا چند سال دیگر هم کتاب چاپ نمی کردم.

روزنما: رابطه یتان با شعرای مبتدی چگونه است؟ صبورید؟

راستش دلم می خواهد شاعران مبتدی را هر چقدر امکان داشته باشد راهنماییشان کنم و هر چقدر که بتوانم دستشان را بگیرم و در این مسئله صبور هستم اما سوادم آنقدر نیست که بتوانم شاگردی داشته باشم. در این زمینه گاهی انجمنی تشکیل می دهیم و هر آنچه از شعر می دانیم و می توانیم نقد می کنیم و نظر می دهیم.

روزنما: دیدتان نسبت به اهل قلم چگونه است؟

اهل قلم معمولاَ انسان هایی هستند که خیلی ساده بگویم، دقیق تر از دیگرانند و نکته دان تر و نکته سنج تر هستند و این حداقل تفاوتشان با دیگران است.

روزنما: از میان اشعارتان با کدام یک انس بیشتری دارید؟

من از میان شعرهایم حتی اگر دوستشان هم نداشته باشم، حسی را که به من القاء می کنند را دوست دارم و با شعرهای (تو بهتربن موءلف و من بهترین کتاب…) و (غزلی ناب تر از من نسرودَست خدا…) انس بیشتری دارم.

روزنما: نظرتان درباره ی جمله ی «شعر، هنرش در آن است که معنا را با نگفتن بگوید» چیست؟

شعر البته که درخودش معنا می شود و گاهی هر کس از شعر برداشتی دارد مثلاَ شعر حافظ که هرکسی با این زبان و شعر و غزل ارتباطی برقرار می کند و شاید اصلاَ به آنچه شاعر خواسته است بگوید نزدیک نباشد. این خاصیت شعر است که با هر دلی در هر زمان و مکانی هم زبان شود و به او چیزی بگوید که مثل تلنگری به دل یا مغز انسان باشد.

روزنما: در رابطه با فعالیت های شخصی و گروه هایی که مرتبط هستید بگویید و اینکه برای آینده چه برنامه ای دارید؟

با انجمن های شعر کم و بیش در ارتباط هستم ولی متاسفانه به دلیل ذیق وقت کمتر از نزدیک استفاده می کنم و خودم هم یک انجمن شعر دارم به اسم انجمن<یاس>که مختص بانوان شهرستان و استان است و ان شاالله تصمیم داریم در این انجمن شعر بانوان، کارها و برنامه های با کیفیتی داشته باشیم.

روزنما: شاعر معتدلی هستید یا منتقد؟

شاعر معتدلی هستم و البته در هر جمع کوچک و بزرگی، از بی انصافی ها و کم و کاستی ها گله می کنم و همیشه دوست دارم هر چیزی سرجای خودش باشد تا کسی مورد بی لطفی قرار نگیرد، در واقع اگر بخواهم بهتر بگویم، منتقد معتدلی هستم تا معتدل ساکت و بی توجه به اطرافم.

روزنما: در زندگی متعهد به چه شعاری هستید؟

در زندگی شعری ام متعهد به مطالعه و افزایش آگاهی در هر لحظه و در زندگی روزمره و کلی ام، متعهد به مدیریت کردن خود، زندگی، زمان، زبان، ذهن و فراتر از همه متعهد به اصل ایمان به حضور خدا به عنوان تنها خالق مهربان و دوستی کامل هستم.

روزنما: به نظر شما مسئولیت شاعران در جامعه ی دیروز و امروز چه بوده و چیست؟

شاعران از آنجایی که انسان های نکته دان، نکته بین و نکته سنجی هستند و زبان و بیانشان متفاوت از زبان معمولی دیگر افراد جامعه است، می توانند در همه ی زمینه ها در جامعه ای که هستند تلاش کنند و تأثیر گذار باشند و می توانند با خوب بودن، خوب دیدن و خوب گفتن الگوسازی کنند تا جامعه ای رو به کمال داشته باشیم.

روزنما: بزرگترین دغدغه یتان در حوزه ی شعر؟

اگر جهانی و ملی فکر کنم این است که کاش همیشه ادبیات فارسی مثل قدیم در تمام کشورها حرف اول را بزند و کاش خیلی زود شاعران اصیل و اهل ذوق و هنر مسیر ادبیات معاصر را مشخص و روشن کنند تا از قافله ی علوم دیگر و ملل دیگر عقب نیفتیم و اگر شخصی بگویم اینکه دلم می خواهد حداکثر زمانم را صرف پژوهش، ادبیات و مطالعه کرده و اشعارم را با مشخصه های اندیشه، زبان و فرم زیبا مزین کنم.

روزنما: از فضای فرهنگی استان راضی هستید؟

به نسبت بله، ولی می تواند بهتر باشد. خوشبختانه ما مردمی هستیم که تغییرات را خوب می پذیریم و امیدواریم که بهترین هنجارها را با ناهنجاری های فرهنگی خود عوض کنیم. البته از مسئولان فرهنگی بیشتر توقع داریم.

روزنما: آیا تا به حال با شعر و شاعری قهر کرده اید؟

راستش شعر و شاعری گاهی با من قهرمی کند، گاهی در یک مقطع زمانی مثلا َچندماه و یا حتی چند سال من به سبب درگیری های ذهنی و یار شدن با روزمرگی ها و… از شعر فاصله می گیرم و شعر هم با من قهر می کند.

روزنما: با زیرو رو کردن زندگیتان به این نتیجه می رسید که انسان موفقی هستید؟

واقعیتش نه! ولی با قیاس کردن خیلی ها و همینطور با نگاه کردن به شرایطی که پشت سرگذاشتم که صدالبته هرکس شرایط مختص به خودش را دارد می توان گفت تا حدودی احساس رضایت می کنم، خصوصاَ اینکه سختی ها را تحمل کرده و درکنارشان تلاش کرده ام.

روزنما: در پایان ضمن سپاسگذاری از وقتی که در اختیار ما قرار دادید، اگر حرف خاصی هست بفرمائید؟

شعر آن قسمت زیبای وجود شاعر و قسمتی زیبا از زندگی اوست و شعر به اندازه ی زیبایی طبیعت به من آرامش می دهد، این آرامش را برای همه ی مردمم آرزو می کنم.

گفت و گو: سحر حسینی

برچسب ها : ، ،

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

css.php